ترجمه "sommer" به فارسی

تابستان, هامین, تابستانی بهترین ترجمه های "sommer" به فارسی هستند.

sommer noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابستان

    noun

    årstid

    Så til næste sommer, ser det ud til at vi løber tør for penge imod polio.

    درنتیجه، تا تابستان آینده بودجه ای برای فلج اطفال وجود نخواهد داشت.

  • هامین

    noun
  • تابستانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تابستون
    • توسون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sommer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sommer" با ترجمه به فارسی

  • بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۴
اضافه کردن

ترجمه های "sommer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه