ترجمه "sort" به فارسی

سياه, سیاه, siåh بهترین ترجمه های "sort" به فارسی هستند.

sort adjective noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    noun

    Der kommer meget sort røg fra min skorsten.

    دود سياه زيادي داره از دودکش خونه ام مياد بيرون.

  • سیاه

    adjective noun

    farve

    Vi vil leve i et univers med intet i sig ud over sorte huller.

    ما در جهانی زندگی خواهیم کرد که هیچ چیزی در اون وجود نداره مگر سیاه چاله ها.

  • siåh

  • ترجمه های کمتر

    • siyâh
    • انواع
    • بشر
    • قسم
    • نوع
    • گونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sort"

عباراتی شبیه به "sort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه