ترجمه "spand" به فارسی
سطل, تیم, دست بهترین ترجمه های "spand" به فارسی هستند.
spand
noun
common
neuter
w
دستور زبان
-
سطل
nounbeholder
Han gav mig en spand vand i synet!
اون يه سطل آب روي من خالي کرد.
-
تیم
noun -
دست
noun
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- دلو
- گروه
- یک دستگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spand"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن