ترجمه "spytte" به فارسی
تف, دشنه, تف کردن بهترین ترجمه های "spytte" به فارسی هستند.
spytte
verb
دستور زبان
-
تف
nounVil du sparke ham eller spytte på ham eller noget?
نميخواي بزنيش يا روش تف کني يا هرکار ديگه اي ؟
-
دشنه
noun -
تف کردن
verbJeg tror, det er tid til at spytte på togene.
فکر کنم الان موقع اين باشه که يه رکورد جديد تو ي تف کردن از بالا پل هوايي بزنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spytte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spytte"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن