ترجمه "standard" به فارسی
استاندارد, سنگ محک, ضابطه بهترین ترجمه های "standard" به فارسی هستند.
standard
noun
common
دستور زبان
-
استاندارد
Når menneskers love stiftes og gennemtvinges, er det især vigtigt, at Guds love altid er vores standard.
مخصوصاً وقتی که قوانین انسان ایجاد و اجرا می شوند، قوانین خداهمیشه باید استاندارد مان باشند.
-
سنگ محک
noun -
ضابطه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ملاک
- پیش فرض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " standard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "standard" با ترجمه به فارسی
-
کد استاندارد آمریکایی برای جابجایی و تبادل اطلاعات
-
فایل robots.txt
-
استاندارد رمزگذاری داده سه مرحله ای
-
بصورت پیش فرض
-
استاندارد رمزگذاری داده ها
-
استاندارد باز
-
استاندارد رمزگذاری پیشرفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن