ترجمه "stat" به فارسی

دولت, فرمانروایی, دولت فدرال بهترین ترجمه های "stat" به فارسی هستند.

stat noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دولت

    noun

    Mål for økonomien og så videre bliver sat af staten.

    اهداف اقتصادی و چیزهایی مانند آن توسط دولت برنامه ریزی می شوند.

  • فرمانروایی

    noun
  • دولت فدرال

    حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است

    Hvis staten ikke håndhæver Brown-afgørelsen, hvem skal så?

    قربان ، اگه دولت فدرال " براون " رو مجبور نمیکنه ، پس کی میکنه ؟

  • ولایت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه