ترجمه "stat" به فارسی
دولت, فرمانروایی, دولت فدرال بهترین ترجمه های "stat" به فارسی هستند.
stat
noun
common
دستور زبان
-
دولت
nounMål for økonomien og så videre bliver sat af staten.
اهداف اقتصادی و چیزهایی مانند آن توسط دولت برنامه ریزی می شوند.
-
فرمانروایی
noun -
دولت فدرال
حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است
Hvis staten ikke håndhæver Brown-afgørelsen, hvem skal så?
قربان ، اگه دولت فدرال " براون " رو مجبور نمیکنه ، پس کی میکنه ؟
-
ولایت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stat" با ترجمه به فارسی
-
جمهور
-
ایالات متحده آمریکا · ایالات متحدهٔ آمریکا
-
دولت سکولار
-
کشور مستقل
-
استاتن آیلند
-
اتازونی · ايالات متحده امريک · ایالات متحده · ایالات متحده آمریکا · ایالات متحدهٔ آمریکا · ایالات متحدهٔ امریکا
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
میکرونزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن