ترجمه "stav" به فارسی

عصا, یاخته استوانهای بهترین ترجمه های "stav" به فارسی هستند.

stav
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصا

    På det første billede slår Aron Nilfloden med sin stav.

    در اولین تصویر، هارُون را میتوانی در حالی که عصا را به رود نیل میزند ببینی.

  • یاخته استوانهای

    element i synssansen

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه