ترجمه "sted" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "sted" به فارسی هستند.
sted
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
جا
nounDet er ikke dig, der vågner op de underligste steder uden at ane, hvordan du er havnet der.
تو اوني نيستي که تويِ يه جاي لعنت شده ناشناس بيدار شدي بدون اينکه بدوني چطور رسيدي اونجا.
-
محل
nounAt komme væk fra dette fordømte sted, inden det springer i luften.
مطلع خارج از محل خونین قبل از آن ضربات.
-
جايگاه
Mor, du sidder på samme sted som juletræet.
مامان ، تو دقيقا همونجايي نشستي که قبلا جايگاه درخت کريسمس بود.
-
ترجمه های کمتر
- سایت
- مکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sted"
عباراتی شبیه به "sted" با ترجمه به فارسی
-
باش · بود · بودن
-
مکان تخیلی
-
به جای
-
مکان هندسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن