ترجمه "stille" به فارسی

ایست, آرام, خاموش بهترین ترجمه های "stille" به فارسی هستند.

stille verb noun adjective neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایست

    adverb verb
  • آرام

    noun

    Vi må aldrig tillade, at verdens larm overdøver og overvælder den stille, sagte røst.

    ما هرگز نباید بگذاریم سر و صدای دنیا بر آن ندای نرم آرام پبروز شده و پایمالش کند.

  • خاموش

    adjective

    Måske er der en slags stille optøjer, under overfladen der opildner os hele tiden.

    شاید نوعی شورش خاموش و زیرپوستی وجود داشته باشد که دائما به ما زندگی و تحرک میبخشد.

  • ترجمه های کمتر

    • نشلیدن
    • نهادن
    • هشتن
    • وایسوندن
    • کم صدا
    • کم گوی
    • گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stille" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه