ترجمه "stol" به فارسی

صندلی, کرسی, جا بهترین ترجمه های "stol" به فارسی هستند.

stol noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    møbel til at sidde på

    Er katten på stolen eller under den?

    آیا آن گربه روی صندلی است، یا زیر آن؟

  • کرسی

    noun
  • جا

    noun

    Hun havde smidt sit tøj på en stol.

    لباس هاش روي صندلي بودند جايي که اونا رو روي هم ريخته بود

  • خرک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

STOL
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشست و برخاست کوتاه

تصاویر با "stol"

عباراتی شبیه به "stol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه