ترجمه "stol" به فارسی
صندلی, کرسی, جا بهترین ترجمه های "stol" به فارسی هستند.
stol
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
صندلی
nounmøbel til at sidde på
Er katten på stolen eller under den?
آیا آن گربه روی صندلی است، یا زیر آن؟
-
کرسی
noun -
جا
nounHun havde smidt sit tøj på en stol.
لباس هاش روي صندلي بودند جايي که اونا رو روي هم ريخته بود
-
خرک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
STOL
-
نشست و برخاست کوتاه
تصاویر با "stol"
عباراتی شبیه به "stol" با ترجمه به فارسی
-
صندلی الکتریکی
-
صندلی الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن