ترجمه "stor" به فارسی

بزرگ, bozorg, بُزُرگ بهترین ترجمه های "stor" به فارسی هستند.

stor adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگ

    adjective

    Det skulle ikke gøres til en stor ting.

    نميخواستم از اين ماجرا يه مشکل خيلي بزرگي بين خودمون درست کنم!

  • bozorg

  • بُزُرگ

  • ترجمه های کمتر

    • فراخ
    • فراوان
    • مه
    • کافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stor"

عباراتی شبیه به "stor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه