ترجمه "strube" به فارسی
حلق, حلقوم, گلو بهترین ترجمه های "strube" به فارسی هستند.
strube
noun
common
دستور زبان
-
حلق
noun -
حلقوم
noun -
گلو
nounTalens talrige lyde fremkommer ved et samarbejde mellem cirka 100 muskler i tungen, læberne, kæberegionen, struben og brystkassen.
حدود ۱۰۰ عضله در زبان، لبها، آرواره، گلو، و قفسهٔ سینه با یکدیگر همکاری میکنند تا صداهای بیشمار را تولید کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strube " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن