ترجمه "student" به فارسی
دانشجو, شاگرد, دانش اموز بهترین ترجمه های "student" به فارسی هستند.
student
Noun
دستور زبان
-
دانشجو
nounVille det være upassende, hvis en student bød dig op til dans?
به نظرتون زشته که یه دانشجو ازتون دعوت به رقص کنه ؟
-
شاگرد
nounfor at få en uddannelse, han var en god student,
برای تحصیل، شاگرد خوبی باشه،
-
دانش اموز
noun
-
ترجمه های کمتر
- دانشآموز
- دانش آموز
- دانشور
- محصل
- یادگیرنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " student " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن