ترجمه "stum" به فارسی

لال, gong بهترین ترجمه های "stum" به فارسی هستند.

stum
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • لال

    adjective

    Helen Keller var blind, døv og stum.

    هلن کلر نابینا، ناشنوا و لال بود.

  • gong

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه