ترجمه "sundhed" به فارسی

سلامت, تندرستی, salâmat بهترین ترجمه های "sundhed" به فارسی هستند.

sundhed
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلامت

    noun

    Og på den her akse har jeg forventet levealder, folkets sundhed.

    و در این محورامید به زندگی و سلامت افراد دیده میشود .

  • تندرستی

    noun

    fysiologisk tilstand

    12 Floden i Ezekiels syn giver liv og sundhed.

    ۱۲ نهر رؤیای حِزْقِیال حیات و تندرستی به همراه دارد.

  • salâmat

  • ترجمه های کمتر

    • بهبودی
    • حال
    • خوبی
    • سلامتی
    • نیکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sundhed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sundhed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه