ترجمه "svar" به فارسی
جواب, پاسخ, پیواژ بهترین ترجمه های "svar" به فارسی هستند.
svar
adjective
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
جواب
nounDer er ingen målestang i verden, som kan give os svaret.
هیچ معیار سنجشی نیست که به ما جواب آن را دهد.
-
پاسخ
nounHun undgik at svare på mine spørgsmål.
او از پاسخ دادن به سوالات من طفره می رفت.
-
پیواژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "svar" با ترجمه به فارسی
-
جواب دادن · پاسخ · پاسخ دادن · پاسخانیدن
-
از هر دست بدی از همون دست میگیری
-
پاسخ به همه
-
پاسخگو
-
نویسه مشابه با الگو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن