ترجمه "svigermor" به فارسی
مادرزن, خشو, مادرشوهر بهترین ترجمه های "svigermor" به فارسی هستند.
svigermor
Noun
دستور زبان
-
مادرزن
nounDet er interessant at sammenligne de parallelle beretninger om Jesu helbredelse af Peters svigermor.
شما میتوانید روایتهای مشابهی را در مورد شفا دادن مادرزن پطرس بدست عیسی، مطالعه کنید.
-
خشو
-
مادرشوهر
nounMary, som bor i Kenya, har passet sin aldrende svigermor i tre år.
ماری، اهل کنیا، مدت سه سال از مادرشوهر سالمندش نگهداری کرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svigermor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن