ترجمه "syg" به فارسی

بیمار, مريض, خسته بهترین ترجمه های "syg" به فارسی هستند.

syg adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective

    Selv i dag er der folk som bliver syge og dør fordi de ikke følger den.

    حتی امروز نیز مردم بیمار شده و میمیرند زیرا از این قانون پیروی نمیکنند.

  • مريض

    adjective

    Jeg hører, at lady Morgana er alvorligt syg.

    شنيدم که بانو مورگانا به شدت مريض هستن.

  • خسته

    adjective

    Jeg er syg af at være en Tjener.

    خسته شدم از پادويي.

  • ترجمه های کمتر

    • بیماری
    • مریض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "syg"

عباراتی شبیه به "syg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "syg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه