ترجمه "tale" به فارسی
حرف زدن, صحبت کردن, سخن گفتن بهترین ترجمه های "tale" به فارسی هستند.
tale
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
حرف زدن
verbOg til sidst vil du ikke kunne bevæge dig eller tale.
و کم کم از حرکت کردن و حرف زدن هم ميافتي.
-
صحبت کردن
verbForresten, alt det her med at tale til de døde, det er ikke nogen stor ting.
ضمناً، این کسب و کار صحبت کردن با مرده، کار بزرگی نیست.
-
سخن گفتن
verbOg den døde satte sig op og begyndte at tale, og han gav ham til hans moder.
در ساعت آن مرده راست بنشست و سخن گفتن آغاز کرد و او را به مادرش سپرد.
-
ترجمه های کمتر
- سخنران
- گفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tale"
عباراتی شبیه به "tale" با ترجمه به فارسی
-
سخنران انگیزهبخشی
-
متن به گفتار
-
ادا کننده · ناطق
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
روسی بلد نیستم
-
سخنران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن