ترجمه "tandpasta" به فارسی
خمیردندان, خمیر دندان, خمیردندان بهترین ترجمه های "tandpasta" به فارسی هستند.
tandpasta
noun
common
w
دستور زبان
-
خمیردندان
Man skal betale for sæbe, ens deodorant, tandbørste, tandpasta, det hele.
شما باید برای خرید صابون، مام ضد عرق، مسواک، خمیردندان، و سایر وسایل دیگر پول بدهید.
-
خمیر دندان
nounmen de klipper kuponer for at spare en dollar på tandpasta.
ولی کوپن های یک دلاری برای خرید ارزانتر خمیر دندان را جمع می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tandpasta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tandpasta
-
خمیردندان
Man skal betale for sæbe, ens deodorant, tandbørste, tandpasta, det hele.
شما باید برای خرید صابون، مام ضد عرق، مسواک، خمیردندان، و سایر وسایل دیگر پول بدهید.
تصاویر با "tandpasta"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن