ترجمه "tankstation" به فارسی
جایگاه سوخت, نیروگاه گازی, پمپ بنزین بهترین ترجمه های "tankstation" به فارسی هستند.
tankstation
noun
common
w
دستور زبان
-
جایگاه سوخت
-
نیروگاه گازی
-
پمپ بنزین
nounJeg arbejder på en tankstation i udkanten af Santa Barbara i Californien.
من در یک پمپ بنزین کارمیکردم در حومه شهر سانتاباربارا در ایالت کالیفرنیا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tankstation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tankstation"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن