ترجمه "tape" به فارسی

نوارچسب, چسب نواری بهترین ترجمه های "tape" به فارسی هستند.

tape verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوارچسب

    Klap I, og skaf noget tape.

    خفه شو و چندتا نوارچسب بده

  • چسب نواری

    der virker som en molekylær Scotch tape,

    کارکردی شبیه چسب نواری مولکولی داشته باشد،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tape " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tape"

اضافه کردن

ترجمه های "tape" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه