ترجمه "terrorist" به فارسی

تروریست, تروریستی بهترین ترجمه های "terrorist" به فارسی هستند.

terrorist
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تروریست

    adjective noun

    arbejde

    Han var terrorist og var blevet arresteret mens han planlagde at sprænge en politikaserne i luften.

    او یک تروریست بود و در حالیکه تدارک انفجار یک پاسگاه پلیس را میدید، دستگیر شده بود.

  • تروریستی

    noun

    De er ligeså disciplinerede som andre terrorist celler.

    مثل هر سازمان تروریستی ای آموزش دیده و منظم هستن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terrorist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "terrorist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه