ترجمه "tid" به فارسی
زمان, وقت, موقع بهترین ترجمه های "tid" به فارسی هستند.
tid
noun
common
دستور زبان
-
زمان
nounTiden vil komme hvor din drøm bliver til virkelighed.
آن زمان خواهد آمد که رویای شما به واقعیت بپیوندد.
-
وقت
nounDu har aldrig tid til de vigtige ting!
تو هیچگاه برای چیزهای مهم وقت نداری!
-
موقع
nounI går ved denne tid var vi i biografen.
دیروز در این موقع، در آن سینما بودیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tid" با ترجمه به فارسی
-
عصر جدید نخستین
-
پیچیدگی زمانی
-
وقت طلاست
-
زمان هماهنگ جهانی
-
تاریخ مدرن
-
بعضی وقتها · گاهی
-
هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
در صورتی كه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن