ترجمه "til" به فارسی

برای, به, زی بهترین ترجمه های "til" به فارسی هستند.

til conjunction adverb adposition دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برای

    adposition

    Der findes forskellige udtryk til at indikere at noget er et rygte.

    راههای بین مختلفی برای نشان دادن این که چیزی شایعه است، وجود دارد.

  • به

    noun

    Ikke alle fugle er i stand til at flyve.

    نه همه پرندگان قادر به پرواز کردن هستند.

  • زی

  • پیش

    adverb

    Af og til går tingene ikke som planlagt.

    گاهی اوقات، کارها طبقِ برنامه پیش نمیرود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " til " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "til"

عباراتی شبیه به "til" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "til" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه