ترجمه "toilet" به فارسی
توالت, دستشویی, حمام بهترین ترجمه های "toilet" به فارسی هستند.
toilet
noun
neuter
دستور زبان
-
توالت
nounKvinder nægter at gifte sig med mænd der ikke har toiletter.
زنها خواستگاران بدون توالت را قبول نمی کنند.
-
دستشویی
nounJeg løb ud på toilettet og stak fingeren i halsen.
رفتم دستشویی ، انگشتم رو کردم تو حلقم.
-
حمام
nounDet var sikkert bare dig, der gik på toilettet.
احتمالا تو حمام رفته بودي
-
سیفون
at når et toilet skyller, er indholdet aerosoliseret
به محض کشیدن سیفون قدری از محتویات به شکل ذرات معلق در هوا می ماند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toilet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Toilet
-
توالت
nounToilettet i kælderen er stadig stoppet.
یک توالت در زیرزمین هست که هنوز خراب هست
تصاویر با "toilet"
عباراتی شبیه به "toilet" با ترجمه به فارسی
-
دستشويي کجاست؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن