ترجمه "torv" به فارسی

بازار, میدان, مارکت بهترین ترجمه های "torv" به فارسی هستند.

torv noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازار

    noun

    Det var ikke nogen let opgave at forkynde for dem der opholdt sig på torvet.

    پولُس در بازار با انسانهای سرسختی روبرو شد.

  • میدان

    noun

    Det monster fra slottet har fængslet vores prinsesse og har hende lænket midt på byens torv.

    .اون اهریمن چراغ قبيله " مارو در غل و زنجير کرده .و توی میدان اونو زندانی کرده

  • مارکت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "torv"

اضافه کردن

ترجمه های "torv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه