ترجمه "tradition" به فارسی

سنت, رسم, سنن ملی بهترین ترجمه های "tradition" به فارسی هستند.

tradition noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنت

    noun

    På den anden taler konservative for institutioner og traditioner.

    از طرف دیگه محافظه کاران طرفدار سنت هستند. اونا نظم میخوان حتی اگه برای بعضی گرون تموم بشه.

  • رسم

    noun

    Før dagens undervisning skulle vi bede som den jødiske tradition foreskrev.

    هر روز قبل از کلاس، مجبور بودیم مطابق رسم یهودی دعا کنیم.

  • سنن ملی

    noun
  • عقیده رایج

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tradition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tradition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه