ترجمه "tv" به فارسی
تلویزیون, television بهترین ترجمه های "tv" به فارسی هستند.
tv
noun
neuter
دستور زبان
-
تلویزیون
nounPå dette tv-apparat er der to års garanti.
این تلویزیون ضمانت دوساله دارد.
-
television
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tv" با ترجمه به فارسی
-
تبلیغات تلویزیونی
-
تلویزیون ماهوارهای
-
بازیگر تلویزیون
-
درپهنا و عرض جادە و مسیر
-
برنامه تلویزیونی · سریال · مجموعه · مجموعه تلویزیونی
-
ایستگاه تلویزیونی · کانال
-
تلویزیون دیجیتال
-
شخصیت تلویزیونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن