ترجمه "udgift" به فارسی

خروج, مخارج بهترین ترجمه های "udgift" به فارسی هستند.

udgift noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خروج

    noun
  • مخارج

    noun

    At forlade sin arvelod og flytte til Jerusalem medførte nogle udgifter og visse ulemper.

    ترک مِلک موروثی و اسبابکشی به اورشلیم با خود مخارج و مشکلاتی دیگر به همراه داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " udgift " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "udgift" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه