ترجمه "udsigt" به فارسی

دید, منظره, ویو بهترین ترجمه های "udsigt" به فارسی هستند.

udsigt noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دید

    noun

    Der var kun to tomme bygninger med fri udsigt.

    که هم دید از جلو داره و هم دید از عقب.

  • منظره

    noun

    Men man er der jo for udsigtens skyld.

    اما ، هي ، براي غذا که اونجا نميري ، براي منظره اش ميري.

  • ویو

  • چشم انداز

    noun

    Men udsigten er bedre sådan her.

    اما اینطوری چشم انداز بهتری داره و منظره قشنگ تره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " udsigt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "udsigt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه