ترجمه "vest" به فارسی
باختر, مغرب, غرب بهترین ترجمه های "vest" به فارسی هستند.
vest
noun
adverb
common
w
دستور زبان
-
باختر
nounKompasretning
-
مغرب
noun8, 9. (a) Hvordan ’stangede vædderen mod vest og mod nord og mod syd’?
۸، ۹. الف) «قوچ» چگونه «به سمت مغرب و شمال و جنوب شاخ میزد»؟
-
غرب
properJeg vil prøve, at finde et sted vest på.
سعی دارم یه جایی تو غرب پیدا کنم.
-
ترجمه های کمتر
- جلیقه
- ژیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vest"
عباراتی شبیه به "vest" با ترجمه به فارسی
-
جهان غرب
-
سفر به باختر
-
استان آذربایجان غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن