ترجمه "veteran" به فارسی
جانباز, کهنهسرباز, کهنهکار بهترین ترجمه های "veteran" به فارسی هستند.
veteran
noun
common
دستور زبان
-
جانباز
nounJeg skal holde en tale ved en middag for sårede veteraner i aften.
امشب براي مراسم شام... يه سخنراني براي سربازاي جانباز دارم.
-
کهنهسرباز
-
کهنهکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veteran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Veteran
-
جانباز
nounJeg skal holde en tale ved en middag for sårede veteraner i aften.
امشب براي مراسم شام... يه سخنراني براي سربازاي جانباز دارم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن