ترجمه "vide" به فارسی
دانستن, دانِستَن, دونستن بهترین ترجمه های "vide" به فارسی هستند.
vide
verb
adjective
دستور زبان
-
دانستن
verbSå lidt viden, og så meget at vide.
بسياري چيزها کشف نشده ان ، بسيار چيزها براي دانستن وجود دارد.
-
دانِستَن
-
دونستن
verbHvis nogen har ret til at vide det, er det Harry.
اگه يه نفر حق دونستن اين چيزا رو داشته باشه ، اون هريه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vide" با ترجمه به فارسی
-
و الخ · و غیره
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
-
فراخ · فراوان · وسیع · پهن · کافی · گسترده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن