ترجمه "vinter" به فارسی
زِمِستان, زمستان, zemestān بهترین ترجمه های "vinter" به فارسی هستند.
vinter
noun
common
w
دستور زبان
-
زِمِستان
-
زمستان
nounVi fik meget sne i denne her vinter.
این زمستان برف زیادی داشتیم.
-
zemestān
-
ترجمه های کمتر
- زمان پیش
- زمستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vinter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vinter"
عباراتی شبیه به "vinter" با ترجمه به فارسی
-
المپیک زمستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن