ترجمه "vis" به فارسی
دید, فرزانه بهترین ترجمه های "vis" به فارسی هستند.
vis
adjective
noun
verb
common
دستور زبان
-
دید
nounHan så på ånden i Loven og forstod at det var nødvendigt at vise medfølelse og barmhjertighed.
او معنای واقعیی را که پشت آن قرار داشت دید و لزوم رحمت و دلسوزی را درک کرد.
-
فرزانه
adjective noun properVise ord, som kan føre til en politisk løsning.
مثل آدم فرزانه اي كه به دنبال راه حل مسالمت آميز براي مشكلش ميگرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vis" با ترجمه به فارسی
-
پيشنمایش چاپ
-
نام نمایشی
-
مشاهده · نما
-
آهنگ · برهنه کردن · ترانه · معلوم کردن · نمایش · کشف کردن
-
مشاهده همه موارد
-
نگاشت
-
حضور آفلاین
-
پیش نمایش شکست صفحه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن