ترجمه "voksen" به فارسی

بزرگسال, بزرگسال بهترین ترجمه های "voksen" به فارسی هستند.

voksen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگسال

    noun

    Du er sej af en voksen at være.

    تو يه خورده زيادي براي يه بزرگسال خونسردي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voksen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Voksen
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگسال

    Du er sej af en voksen at være.

    تو يه خورده زيادي براي يه بزرگسال خونسردي.

اضافه کردن

ترجمه های "voksen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه