ترجمه "voldgrav" به فارسی
خندق, پارگین بهترین ترجمه های "voldgrav" به فارسی هستند.
voldgrav
noun
common
دستور زبان
-
خندق
nounHans voldgrav er barriere nok til at standse en flugt.
خندق اون به اندازه ي کافي جلوي فرارمون رو ميگرفت
-
پارگین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voldgrav " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "voldgrav"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن