ترجمه "vugge" به فارسی
گهواره, مهد بهترین ترجمه های "vugge" به فارسی هستند.
vugge
-
گهواره
som, hun køber en vugge eller baby tøj,
او گهواره یا لباس بچه می خرد حساب نمی کنند،
-
مهد
nounNedskrivningen af den begyndte i nærheden af civilisationens vugge.
نگارش آن جایی در نزدیکی مهد تمدن بشری آغاز گردید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vugge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن