ترجمه "websted" به فارسی
وبگاه, تارنما, سایت بهترین ترجمه های "websted" به فارسی هستند.
websted
-
وبگاه
nounDigikam websted-banner og programikoner
علامت وبگاه digiKam و شمایل کاربردها
-
تارنما
noun -
سایت
noun -
وب سایت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " websted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "websted" با ترجمه به فارسی
-
سایت فرعی
-
وب سایت فیشینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن