ترجمه "xylofon" به فارسی
سنتور چوبی, زیلوفون, زیلوفون بهترین ترجمه های "xylofon" به فارسی هستند.
xylofon
noun
common
w
دستور زبان
-
سنتور چوبی
nounMarima, for alle, der har det som jeg havde det, er en stor xylofon i træ.
به نظر من ماریمبا ساز مناسبی بود، یک سنتور چوبی عظیم.
-
زیلوفون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " xylofon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Xylofon
-
زیلوفون
تصاویر با "xylofon"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن