ترجمه "yoga" به فارسی
یوگا, یوگا بهترین ترجمه های "yoga" به فارسی هستند.
yoga
Noun
w
دستور زبان
-
یوگا
nounJeg måtte dyrke yoga en hel uge bagefter.
باید یه هفته برم یوگا تا دوباره به حالت عادی برگردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yoga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Yoga
-
یوگا
دینی و یک نوع از ورزش
Jeg måtte dyrke yoga en hel uge bagefter.
باید یه هفته برم یوگا تا دوباره به حالت عادی برگردم
تصاویر با "yoga"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن