ترجمه "zebra" به فارسی
گورخر, گوراسب, زبرا بهترین ترجمه های "zebra" به فارسی هستند.
zebra
noun
common
w
دستور زبان
-
گورخر
nounDa jeg var yngre, ville jeg være en zebra.
وقتی کوچیک بودم دوست داشتم یه گورخر باشم.
-
گوراسب
noun -
زبرا
-
ترجمه های کمتر
- گورخر آفریقایی
- gurekhar
- راه راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zebra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zebra
-
گورخر
nounKaptajn, Zebra er blevet komprimeret.
فرمانده ، محل " گورخر " لو رفته
تصاویر با "zebra"
عباراتی شبیه به "zebra" با ترجمه به فارسی
-
گورخر دشتی
-
کوسه سرگاوی گورخری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن