ترجمه "Ähre" به فارسی

سنبلهها, خوشه بهترین ترجمه های "Ähre" به فارسی هستند.

Ähre noun feminine دستور زبان

Der Fruchtstand bei einem Getreide. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنبلهها

  • خوشه

    noun

    خوشه گندم

    Als die Saat aufging und sich die Ähren bildeten, kam auch das Unkraut zum Vorschein.

    'امّا وقتی که گندم روئید و خوشه بر آورد، ماشک هم ظاهر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ähre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Ähre"

اضافه کردن

ترجمه های "Ähre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه