ترجمه "Ähre" به فارسی
سنبلهها, خوشه بهترین ترجمه های "Ähre" به فارسی هستند.
Ähre
noun
feminine
دستور زبان
Der Fruchtstand bei einem Getreide. [..]
-
سنبلهها
-
خوشه
nounخوشه گندم
Als die Saat aufging und sich die Ähren bildeten, kam auch das Unkraut zum Vorschein.
'امّا وقتی که گندم روئید و خوشه بر آورد، ماشک هم ظاهر شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ähre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Ähre"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن