ترجمه "Ära" به فارسی
دوران, دوران بهترین ترجمه های "Ära" به فارسی هستند.
Ära
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Ein bestimmer Zeitabschnitt in der Geschichte.
-
دوران
nounGeochronologische Einheit; kürzer als ein Äon und länger als eine Periode [..]
In der Ära nach Katrina haben wir noch mehr gemeinsam.
در دوران پس از کاترینا، هنوز وجه مشترک بیشتری داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ära " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ära
-
دوران
nounIn der Ära nach Katrina haben wir noch mehr gemeinsam.
در دوران پس از کاترینا، هنوز وجه مشترک بیشتری داریم.
عباراتی شبیه به "Ära" با ترجمه به فارسی
-
مک کارتیسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن