ترجمه "Öllampe" به فارسی

چراغ, چراغ موشی بهترین ترجمه های "Öllampe" به فارسی هستند.

Öllampe Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چراغ

    noun

    Unter einer Öllampe - es gab keinen Strom

    چراغ نفتی — ما برق نداشتیم

  • چراغ موشی

    Beleuchtungskörper, der mit Ölen als Brennstoff betrieben wird

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Öllampe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Öllampe"

اضافه کردن

ترجمه های "Öllampe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه