ترجمه "Übung" به فارسی

تمرین, مشق, ورزش بهترین ترجمه های "Übung" به فارسی هستند.

Übung noun feminine دستور زبان

Trockenübung (oft Plural) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمرین

    noun

    Dem Text folgt eine Übung. Mit ihr soll der Lehrer die Schüler zum Sprechen anregen.

    معلم با دانش اموزان راجع به دنبال کردن تمرین متن اصلی صحبت کن.

  • مشق

    noun

    Nie habe ich Zeit, mir deine Übungen anzusehen.

    اصلاً وقت ندارم که درس و مشق هات رو بررسي کنم

  • ورزش

    noun

    machen sie diese kleinen Übungen für den Hintern.

    آنها یکم ورزش مخصوص باسن انجام می دهند

  • ترجمه های کمتر

    • اگزرسیز
    • مسئله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Übung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Übung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Übung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه