ترجمه "Abfall" به فارسی
آشخال, آشغال, پسماندهها بهترین ترجمه های "Abfall" به فارسی هستند.
Abfall
noun
masculine
دستور زبان
Dekreszenz (fachsprachlich) [..]
-
آشخال
noun -
آشغال
nounWas treibt einer wie du zwischen den Abfällen?
چرا تو رو توي سطل آشغال ديدم ؟
-
پسماندهها
-
ترجمه های کمتر
- زباله
- سقوط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abfall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
abfall
-
زباله
nounund wir sie schließlich trinken könnten. Daraus würde nie Abfall.
و می توانستیم در نهایت آن را بنوشیم؟ آن هرگز زباله نمیشد.
-
پسماندهها
تصاویر با "Abfall"
عباراتی شبیه به "Abfall" با ترجمه به فارسی
-
پسماندههای جامد
-
پسماندههای کشاورزی
-
باقيمانده غذا · پسماندههای جامد
-
پسماندههای شهری
-
ضايعات آلي · پسماندههاي زيستي · پسماندههای آلی
-
پسماندههاي زيستي
-
پسماندههای شهری
-
ضايعات آلي · پسماندههاي زيستي · پسماندههای آلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن