ترجمه "Abszess" به فارسی
آبسهها, دمل, آبسهها بهترین ترجمه های "Abszess" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Es ist ein Abszess. ↔ فقط يه آبسه هست
Abszess
noun
masculine
دستور زبان
Empyem (fachsprachlich)
-
آبسهها
-
دمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abszess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
abszess
-
آبسهها
-
دمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Abszess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Es ist ein Abszess.
فقط يه آبسه هست
Könnte ein hemmender Nierenstein oder ein perinephrinärer Abszess sein.
ممکنه از بسته شدن مجرا با سنگ باشه يا يه ورم چرکي کنار کليه ها
Ich weiss, dass der Abszess, der nach der Operation um meine Wunde wuchs, diese 16 Unzen, der kontaminierte Golf von Mexico sind, und da gab es ölgetränkte Pelikane in mir und tote treibende Fische.
میدانم که ورم چركی که در اطراف زخمم بعد از عمل جراحی رشد کرد، شانزده اونس چرک، خلیج مکزیک آلوده است، و در درونم، مرغ سقاهای خیس از نفت شده و ماهیهای مرده ی شناور، وجود دارند.
Wahrscheinlich ein Abszess.
احتمالا يه غده ي چرکي
Scheint nicht die dicke Wände zu haben, die man von einem Abszess erwartet.
به نظر ديواره هاش براي غده ، زياد کلفت نيست
Abszess?
معماش کو ؟
Der Abszess hat mit dem Ventrikel zu tun.
دُمَل بالاي دريچه حفره هست
Crohns verursacht einen Abszess.
بيماري کرونز که آبسه ايجاد کرده
Das ist eindeutig kein Abszess.
مطمئنا غده ي چرکي نيست
Wie ein Abszeß im Gehirn.
مثل يک ورم چرکي توي مغزته واي لعنتي
Es ist kein Abszess, nicht wahr?
اين آبسه نيست ، مگه نه ؟