ترجمه "Allergie" به فارسی

آلرژيها, آلرژی, حساسیت بهترین ترجمه های "Allergie" به فارسی هستند.

Allergie noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلرژيها

  • آلرژی

    noun

    Es ist keine richtige Allergie, aber auf jeden Fall eine Unverträglichkeit.

    در حد یه آلرژی شدید نیست یه حساسیتـه.

  • حساسیت

    Der Krebs frisst mich auf und ich fürchte Allergien.

    سرطان داره منو زنده میخوره بعد من نگران حساسیت باشم

  • ترجمه های کمتر

    • واكنشهاي آلرژيك
    • پاسخهاي آلرژيك
    • پرحساسیتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Allergie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

allergie
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساسیت

    Der Krebs frisst mich auf und ich fürchte Allergien.

    سرطان داره منو زنده میخوره بعد من نگران حساسیت باشم

  • آلرژيها

  • آلرژی

    noun

    Es ist keine richtige Allergie, aber auf jeden Fall eine Unverträglichkeit.

    در حد یه آلرژی شدید نیست یه حساسیتـه.

تصاویر با "Allergie"

اضافه کردن

ترجمه های "Allergie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه